بررسی و تحلیل سریال گذر از رنجها؛ فرصتی برای بازخوانی تاریخ و درام

با توجه به استقبال مجدد مخاطبان و پخش سریال «گذر از رنجها» از شبکه آی فیلم، اکنون فرصت مناسبی است تا واکاوی دقیقتری بر این اثر داشته باشیم. این مجموعه که این روزها در ساعت ۲۰:۰۰ روی آنتن میرود و بازپخشهای آن در ساعات ۴ بامداد و ۱۲ ظهر برنامهریزی شده است. در این نقد، تلاش میکنیم بدون تعصب و با نگاهی تخصصی، زوایای پنهان و آشکار این درام تاریخی را بررسی کنیم.
همراه مجله زندگی سالم باشید.
خلاصه داستان سریال گذر از رنجها

روایتی خطی و کلاسیک از زندگی زنی به نام «دنیا» است که قصهاش از لحظه تولد در سال ۱۳۳۵ آغاز شده و تا سال ۱۳۶۹ و لحظه وفاتش ادامه مییابد. این سریال با تمرکز بر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران در این بازه زمانی، تلاش میکند تا مسیر پختگی یک شخصیت زن را در کنار وقایع مهمی همچون مبارزات مردم علیه رژیم شاه و دوران خوانین و رعایا به تصویر بکشد. دنیا، قهرمان داستان، نمادی از مقاومت و تلاش برای بقا در شرایط سخت تاریخی است.
ایستادگی در برابر موجهای سینمایی مدرن در سریال گذر ار رنجها

در گالری آثار نمایشی ایرانی، «گذر از رنجها» با وجود تمام کاستیها، حرف تازهای برای گفتن دارد. مهمترین ویژگی متمایز کننده این اثر، پایبندی به «قصهگویی» است. در زمانهای که بسیاری از فیلمهای ایرانی دچار پوچی و سردرگمی روایی شدهاند، این سریال با اتکا به ساختاری کلاسیک، مخاطب را با خود همراه میکند.
داستان دارای آغاز، میان داستان و پایان مشخص است و در این مسیر، پیامی روشن را مخابره میکند. این ویژگی باعث شد سریال در ۳۷ قسمت، توان حفظ مخاطب را داشته باشد و نشان دهد که هنوز هم عطش شنیدن روایتهای منسجم در بین خانوادههای ایرانی وجود دارد.
از منظر محتوایی، سریال گذر از رنجها واکنشی هوشمندانه به فضاهای رسانهای کنونی است. در شرایطی که نسل جوان به سمت سبکی و تحمل ناپذیری سوق داده میشود، «گذر از رنجها» با شخصیت پردازی «دنیا»، الگویی از زن ایرانی را ارائه میدهد که بدون شعارهای فمینیستی، اوج مقاومت و پیشرفت را به نمایش میگذارد. این رویکرد که تلاش دارد زنی را در شرایط سختِ معمولاً ناپایدار، به عنوان نماد ایستادگی معرفی کند، از نظر تربیتی بسیار ارزشمند است.
چالشهای ساختاری و انحراف از واقعیتهای تاریخی در سریال گذر ار رنجها

با وجود استحکام کلیت داستان، ورود به جزئیات سریال گذر از رنج ها با چالشهای جدی روبروست. یکی از ایرادات اساسی، مدیریت «زمان» در روایت است. گذر زمان در سریال گنگ و مبهم است و بیننده در تشخیص فاصله بین وقایع دچار سردرگمی میشود. این ابهام زمانی باعث میشود طولانی شدن دورانهایی مانند کدخدامنشی یا مبارزات، با واقعیت تاریخی همخوانی نداشته باشد.
نقد دیگر به نحوه تصویرگری نظام اربابرعیتی وارد است. سریال تصویری ملایم و گاهی مثبت از اربابان ارائه میدهد که با تلخیهای تاریخی این نظام فاصله زیادی دارد. در حالی که تاریخ پر از ظلم این ساختار است، سریال با تمرکز بر دلسوزیهای اندک خان، تصویری ارائه میدهد که بیشتر به یک رمانتیسم تاریخی شبیه است تا واقعیت.
اشکالات فنی و گافهای تاریخی غیر قابل دفاع گذر از رنج ها
شاید عجیبترین بخش در نقد فنی سریال گذر از رنج ها، وجود اشتباهات تاریخی آشکار باشد. پخش تصاویر تظاهرات مردم از تلویزیون رسمیِ قبل از انقلاب یا استفاده از صدای محمد اصفهانی برای دعای تحویل سال در آن مقطع تاریخی، از آن دسته خطاهایی است که اعتبار اثر را خدشهدار میکند. این گافها که بیننده را در اوج درگیری ذهنی به خنده میاندازد، این سوال را مطرح میکند که مکانیزمهای نظارتی چگونه اجازه عبور این خطاها را دادهاند؟
ضمناً در بخش فنی، لهجه بازیگران که قرار بود گیلکی باشد، بسیار مصنوعی و غیراصیل اجرا شد و حتی بازیگران بومی را نیز به چالش کشید. طراحی لباس و گریم نیز دچار ضعف بود؛ به طوریکه لباسها بیشتر بازتابی از عهد قاجار بود تا دهههای ۳۰ و ۴۰ شمسی و تغییرات سنی و ظاهری شخصیتها با گذشت زمان، چندان باورپذیر از کار درنیامد.
جمعبندی
«گذر از رنجها» سریالی است که با داشتن داستانی منسجم و قهرمانی ماندگار، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک اثر شاخص را داشت. اما تمرکز بیش از حد بر زیبایی شناسی بصری (کارت پستالی شدن مناظر شمال)، ضعف در تحقیقات تاریخی و خطاهای فنی مانع از آن شد که این سریال به جایگاه واقعی خود برسد.
تجربه این اثر نشان میدهد که فریدون حسنپور و سایر فیلمسازان باید توجه داشته باشند که در عصر حاضر، دشمنان فرهنگی با استفاده از فرمهای جذاب و پیشرفته، محتوای خود را به مخاطب تزریق میکنند؛ بنابراین ما نیز باید با تقویت فرم و رعایت دقیق واقعیتها، آثاری تولید کنیم که هم از نظر زیباییشناسی و هم از نظر محتوایی، پاسخگوی نیاز مخاطب امروز باشند.