گفتگوی حوزه سلامت

تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر افسردگی و سلامت روان انسان + ویدئو

با گسترش شبکه‌های اجتماعی و افزایش حضور نوجوانان و جوانان در فضای مجازی، نگرانی خانواده‌ها درباره تأثیر این فضا بر سلامت روان بیشتر شده است. یکی از پرسش‌های رایج این است که آیا استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند خطر افسردگی را افزایش دهد و چه تأثیری بر روان نوجوانان و جوانان دارد.

در این مطلب، رابطه میان فضای مجازی و افسردگی را بررسی می‌کنیم و به این موضوع می‌پردازیم که رسانه‌های اجتماعی چگونه می‌توانند بر سلامت روان اثر بگذارند و چه عواملی باعث می‌شود این تأثیر مثبت یا منفی باشد.

مصاحبه اختصاصی مجله زندگی سالم با دکتر ویکتوریا عمرانی‌فرد، متخصص اعصاب و روان (روانپزشک)

رسانه‌های اجتماعی چگونه در افسردگی نقش دارند؟

برای پاسخ به این پرسش، لازم است به چند نکته مهم توجه شود. فضای مجازی به خودی خود پدیده‌ای منفی نیست و می‌تواند کاربردهای بسیار مفیدی داشته باشد. بسیاری از افراد در مقاطع مختلف زندگی از شبکه‌های اجتماعی برای آموزش، کسب ایده، دریافت راهنمایی و توسعه فعالیت‌های حرفه‌ای استفاده می‌کنند.

همچنین بخش قابل توجهی از مشاغل و خدمات در بستر فضای مجازی شکل گرفته‌اند و در دوره‌هایی مانند همه‌گیری کرونا، این فضا نقش حمایتی بسیار مهمی برای افراد و جوامع ایفا کرده است.

اما در مورد ارتباط فضای مجازی با افسردگی باید گفت که شواهد علمی نشان می‌دهد این فضا می‌تواند بر سلامت روان تأثیرگذار باشد. با این حال، این تأثیر یک رابطه مستقیم و خطی نیست و نمی‌توان به طور قطعی گفت که استفاده از شبکه‌های اجتماعی به تنهایی باعث افسردگی می‌شود. میزان و نحوه استفاده از فضای مجازی عامل تعیین‌ کننده در این رابطه است و بسته به الگوی مصرف فرد، این فضا می‌تواند نقش مثبت یا منفی در سلامت روان ایفا کند.

دیگر گفت‌وگوی پزشکی زندگی سالم با دکتر عمرانی فرد:

تأثیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی و اینترنت بر سلامت روان

تأثیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی و اینترنت بر سلامت روان
تأثیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی و اینترنت بر سلامت روان

یک وقت است که برای ایده گرفتن و برای یک آموزش و برای تکمیل زندگی واقعی از این فضاها و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌شود که بسیار هم عالی و نقش مفید و کمک‌کننده‌ای دارد.
و یک موقع است که باعث می‌شود فرد به طور کلی ارتباطش با زندگی واقعی کمرنگ شود و حمایت‌های واقعی اجتماعی را از دست بدهد. آن‌جاست که فضای مجازی نقش مخربی را ایفا می‌کند.

نقش سیستم دوپامین و اعتیاد به پاداش فوری

ترشح دوپامین در شبکه های اجتماعی
ترشح دوپامین در شبکه های اجتماعی

نحوه استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند سیستم پاداش مغز را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد. زمانی که فرد به طور مداوم در حال استفاده از شبکه‌های اجتماعی و جابه‌جایی میان محتواهای مختلف است، با مواجهه با آیتم‌های مورد علاقه خود احساس لذت و خوشحالی بیشتری تجربه می‌کند.

این محتواها که به صورت کوتاه و پی‌درپی به ذهن فرد می‌رسند، باعث فعال شدن سیستم دوپامین می‌شوند؛ سیستمی که مسئول تجربه پاداش و لذت در مغز است و به طور مداوم در معرض نوسان قرار می‌گیرد. با یک حرکت ساده انگشت، فرد می‌تواند محتوای جدیدی مشاهده کند و سطح دوپامین خود را تغییر دهد. این نوسانات مداوم باعث می‌شود که سیستم پاداش مغز به سختی به وضعیت پایه بازگردد.

در نتیجه، فرد برای تجربه همان میزان لذت قبلی به محرک‌های قوی‌تر و بیشتری نیاز پیدا می‌کند و سیستم دوپامینی مغز به تدریج دچار خستگی و کاهش کارایی می‌شود. در این شرایط، آستانه لذت بردن افزایش می‌یابد و فرد نسبت به محرک‌های ساده‌تر زندگی واقعی واکنش کمتری نشان می‌دهد.

کاهش تعاملات واقعی و اثر آن بر افسردگی

کاهش تعاملات واقعی و اثر آن بر افسردگی
کاهش تعاملات واقعی و اثر آن بر افسردگی

نکته مهم دیگر، جایگزینی روابط واقعی با تعاملات مجازی است. اگر فرد ارتباطات واقعی خود را با شبکه‌های اجتماعی جایگزین کند و به جای ملاقات حضوری با خانواده، دوستان و آشنایان به تعاملات مجازی بسنده کند، سیستم پاداش مغز نمی‌تواند همان سطح از رضایت و لذت را تجربه کند که در تعاملات واقعی امکان‌پذیر است.

انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و به تعاملات واقعی و حضور فیزیکی نیاز دارد. ساختار مغز انسان به گونه‌ای طراحی شده است که برای تجربه ارتباط مؤثر، نیازمند تماس و حضور واقعی است. زمانی که این نیاز از طریق فضای مجازی تأمین نشود، در بلندمدت احساس سرخوردگی و ناکامی در افراد افزایش می‌یابد که می‌تواند زمینه‌ ساز افسردگی باشد.

مقایسه اجتماعی و پیام‌های منفی ذهنی

در شبکه‌های اجتماعی، افراد به طور مستقیم یا غیرمستقیم در معرض دیده شدن و ارزیابی قرار می‌گیرند. این شرایط باعث می‌شود فرد به طور مداوم خود را مورد سنجش قرار دهد و پرسش‌هایی مانند «آیا من کافی هستم؟»، «آیا من موفق دیده می‌شوم؟» و «آیا من جذاب و پذیرفته‌شده هستم؟» در ذهن او شکل بگیرد.

در این فضا، فرد معمولاً خود واقعی‌اش را با بخش‌های گزینش‌ شده و موفق زندگی دیگران مقایسه می‌کند. این مقایسه می‌تواند پیام‌های منفی و مخربی به ذهن فرد منتقل کند و احساس ناکافی بودن، کاهش عزت نفس و نارضایتی از خود را تقویت کند.

لذت آسان و کاهش انگیزه برای زندگی واقعی

استفاده از شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود فرد با حداقل تلاش، پاداش و لذت دریافت کند. توجه به لایک‌ها، کامنت‌ها و تصاویر مختلف موجب تحریک سیستم دوپامین و تجربه لذت می‌شود. این فرآیند باعث می‌شود مغز به دریافت پاداش با تلاش کم عادت کند.

در نتیجه، فرد ممکن است از فعالیت‌های واقعی که نیاز به تلاش بیشتری دارند، مانند تعاملات اجتماعی حضوری، حضور در طبیعت یا فعالیت‌های هدفمند، فاصله بگیرد. کاهش روابط عاطفی واقعی و کم‌ رنگ شدن ارتباط با طبیعت نیز از پیامدهای این الگوی رفتاری است. همه این عوامل می‌توانند در شکل‌گیری و تشدید افسردگی نقش داشته باشند.

جمع‌بندی

در مجموع، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به خودی خود عامل منفی نیستند و می‌توانند نقش بسیار مثبتی در زندگی افراد داشته باشند. آنچه اهمیت دارد، نحوه استفاده از این فضا، میزان حضور در آن و حفظ تعادل میان زندگی مجازی و زندگی واقعی است. هرچه فرد توان بیشتری برای برقراری روابط عاطفی و اجتماعی واقعی داشته باشد، تأثیرات منفی احتمالی فضای مجازی بر سلامت روان کاهش می‌یابد.

فرزانه بهارلو سامانی

فارغ التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم و علاقه‌مند به دنیای تولید محتوای نوشتاری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا