فرهنگ و هنر

زیبا بروفه بازیگر سینما و تلوویزیون در گفت و گوی اختصاصی با زندگی سالم

زیبا بروفهبا نقش هایم زندگی می کنم

زیبا بروفه بازیگر سینما،تلویزیون و تئاتر کشور ،هنرمندی فروتن و خوش خلق است،یکی از خصوصیات وی ، دور بودن از چهره تجاری شدن در دنیای پیچیده و پر زرق و برق بازیگریست.وی به دنبال نقشهای بهتر و عمیق تر بدون سرو صدا، در پی تلاشی مضاعف برای بیشتر آموختن و تجربه کردن در هنر هفتم است . بازیهای روان و داشتن شخصیتی بدون تکلف از ویژگیهای اوست.زیبا بروفه بسیار کم تن به مصاحبه میدهد و آخرین مصاحبه ای که از او به  چاپ رسیده است به چند سال قبل باز میگردد.زمانی که با وی برای مصاحبه تماس گرفتم بسیار گرم و خودمانی از گفت و گو با مجله استقبال کرد و با مهربانی و صبر به تمامی سئوالها پاسخ گفت.برای این هنرمند خوب عرصه تصویر آرزوی سلامتی و موفقیت همراه با تجربه های ناب بازیگری را داریم.

 – بازیگری را از کجا و چگونه آغاز کردید؟ با آنکه در دانشگاه رشته من حقوق بود ولی به  خاطر عشق به سینما، از کلاسهای آزاد بازیگری شروع کردم و به واسطه دوستانم که دانشجوی رشته بازیگری بودند سر کلاسهای عملی  بازیگری  در دانشگاه هنر  نیز حضور پیدا میکردم.اولین کارم اوآخر سال 1374سریال تلوویزیونی (خانه شلوغ)به کارگردانی علی شوقیان بود و بعد از آن فیلم و سریال (شب روباه) به کارگردانی همایون اسعدیان بود که نه ماه درگیر این کار بودم و سپس سریال (مجید دلبندم) و فیلم (مانی و ندا) و فیلم (پر پرواز) و …

 – بازی در کدام سریال باعث معروفیت شما شد؟از سال 1376 با سریال(مجید دلبندم) من شناخته شدم  و بعد در سینما هم فیلم (پر پرواز) باعث مطرح شدن من دردنیای بازیگری شد.

 – سینما همان آرزو و رویای شیرینی هست که مردم از بیرون می بینند؟معمولا همه چیزهای دست نیافتنی از دور جذاب تر هستند،زمانی که مردم فکر میکنند رسیدن به آرزو ها و دل خواسته هایشان سخت است برایشان یک جذابیت خاصی دارد تا اینکه داخل آن ماجرا و آرزو باشند،قطعا سینما آن جذابیت و روئیائی را که از بیرون نشان میدهد  را زمانی که در گیرآن هستی و از نزدیک آن را لمس میکنی ندارد.

 – پس درست است که اکثر هنرمندان قدیمی دلزده و سرخورده از حال و روز سینمای ایران هستند،یعنی اینقدر اوضاع هنر هفتم فاجعه است؟به نظر من این گونه نیست،اساسا برای من سینما،تلوویزیون،تئاتر خیلی دوست داشتنی ست و همه آدمهایی که در این زمینه کار میکنند هنرمند هستند و با احساس شان درگیرند و انسانهای لطیفی هستند.من زمانی که سر فیلم برداری هستم از  کار  و در کنار این آدمها بودن لذت می برم و همه آنها را دوست دارم هیچ دلخوری از همکارانم نداشتم،در کل برای من تعریف سینما تعریف خوبیست.

 – قبل از ورود به عالم هنر،رویاهایی در سر داشتید و با عشق و آرزو وارد این حرفه شدید،اکنون به آن رویاها رسیدید؟برای من این گونه نبود،من صادقانه میگویم که دنبال معروفیت و ثروت در بازیگری نبودم ونیستم و قبل از ورودم به این حیطه،کاملا واقع نگر بودم و فقط برای تجربه زندگیها و نقشها هنرپیشه شدم و میدانستم که در سینما هرگز آن رویا ها و خیالها به حقیقت نمی پیوندند،چون رویا هستند.من مدتی در یک آموزشگاه بازیگری تدریس بازیگری میکردم،یعنی در واقع فقط قصد داشتم تجربیات عملی خودم را در اختیار علاقه مندان بگذارم.در اولین جلسه از هنر جو ها میپرسم که برای چی می خواهی بازیگر شوی؟ و با جوابهای جالبی روبه رو میشوم ، مثلا یکی از جوابها :میخواهم هنرپیشه شوم تا پول درآورم و یک سفره خانه سنتی باز کنم!! من نمی دانم چرا مردم،به خصوص جوانان فکر می کنند افرادی که در کار سینما حضور دارند خیلی ثروتمند هستند؟!

 – در آموزشگاه کدام مکتب بازیگری را تدریس میکنید؟هم (برتولت برشت)  و هم (استانیسلاوسکی)،در واقع تلفیقی از هر دو متد بازیگری،چون معتقد هستم هم تکنیک و هم حس باید هر دو در بازیگری وجود داشته باشد تا بازیگر بتواند یک هنر پیشه واقعی باشد.

 – اکنون مشغول چه کاری هستید؟فیلمی به نام (استخر)  به کارگردانی اسماعیل فلاح پور را تمام کردم که در آن نقش کاملا متفاوتی دارم و بسیار از کار با گروه فیلم (استخر) راضی هستم و به سختی توانستم نقشم را در این پروژه ایفا کنم،چون کارآکتری که بازی میکردم شخصیتی پیچیده داشت و خودم به شخصه نمی توانستم با این شخصیت کنار بیایم و اجرای این نقش برایم بسیار پر زحمت بود.قبل از این کار هم برای اولین بار تجربه شیرینی در یک نمایشنامه خوانی به کارگردانی شایسته ایرانی در فرهنگسرای ارسباران برای خیریه برکت داشتم که بااینکه فقط یک روز و یک اجرا از نمایشنامه خوانی بود اما برایم جدی بود که به نقش هر چه زودترو بهتر نزدیک شوم چون حتی از یک اجرای ساده ی خوانش هم خیلی حرفه ای ترکار شده بود.

 – مگر در بازیگری چقدر درگیر نقش میشوید؟من اصولا وقتی نقشی را ایفا میکنم در گیر آن شخصیت میشوم و با نقشم زندگی میکنم،به همین خاطر میگویم که از آغاز شهرت و پول برایم مهم نبود و این تجربه کردن زندگیهای مختلف از همه چیز برایم مهمتر بود.شگفتی و شیرینی دنیای بازیگری هم همین است که انسان بازیگر با یک زندگی واحد، انواع زندگی ها را میتواند تجربه کند.

 – زیبا بروفه چقدر در بازیگری قائم به چهره اش است؟من فکر میکنم تجربه این سالها من نشان میدهد که اگر بنای بازیگری را چهره ام قرار میدادم باید بسیار پر کارتر باشم و بیشتر دیده شوم.شده است که نقشهائی با دستمزد های بالا به من پیشنهاد شده که فقط برای دیده شدن چهره من است و نقش خوب و عمیقی نیست و باعث میشده که در تیپ تجاری سینما بمانم،آن نقش را قبول نکردم و کلی با نفسم سر این مسئله به واسطه دست مزد بالائی که پرداخت  می کردند جنگیده ام.حتی همکارانم به من خورده گرفتند که اشتباه میکنی.اگر واقع بین باشیم متوجه میشویم که بخش اعظم سینما رابطه و ارتباط با افراد است و من چون رابطه زیادی با اشخاص از این نظر ندارم ،کمتر دیده میشوم.البته هر نقشی را هم نمی پذیرم و بازیگرانی که هر نوع ژانری را به هر شکل ایفا میکنند بیشتر دیده میشوند و  ظاهرا موفق هستند و آمار کاری شان هم بالاست.

 – چقدر موافق هستید که سطح جامعه پائین آمده و مردم بیشتر به فکر قیمت آثار هنری هستند نه ارزش آنها و مردم سطح سلیقیه شان افت کرده؟ من معتقد هستم ما می توانیم ذائقه مردم را عوض کنیم و ارتقا بدهیم،البته مردم فرق کار خوب را از بد تشخیص میدهند و برایشان کار هنری ارزشمند است.حتی در برخوردها از من می پرسند چرا نیستی و آنقدر کم بازی میکنی،اگر هم انتخاب اشتباهی داشته باشم و نقشی را بد بازی کنم،همین مردم می گویند: خانم بروفه چرا فلان کار را بازی کردید؟! و این برای من بسیار خوشحال کننده است که مردم  هنر را دنبال میکنند و  می فهمند.

 – فیلم ضعیفی مثل (پرتقال خونی)از جنس همین انتخاب های اشتباه است؟زمانی که این نقش به من پیشنهاد شد بعد از خواندن فیلم نامه  آن  را نپذیرفتم و محترمانه گفتم:حضور و عدم حضور این نقش در روند قصه تاثیری ندارد،ولی در نهایت به واسطه آشنایی و دوستی با تهیه کننده این نقش را پذیرفتم.در طول فیلم برداری هم هیچ کدام از نظر های من اعمال نشد که اگر این اتفاق می افتاد آن نقش  تاثیر گذارتر و بهتر از کار در می آمد و چون من معرفت و رفاقت را ارج میگذارم،متاسفانه چوب رفاقتم را در این کار خوردم.

 – جمله(مردمی بودن)برای زیبا بروفه شعار شده یا به آن معتقد است؟ قدیمی ها بی جهت حرفی را نمی زدند که: (درخت هرچه پر بار تر سرش پائین تر)،زمانی که وارد عالم سینما شدم از خداوند میخواستم  قبل از هر چیزی همیشه ظرفیت آن را به من بدهد. هنرمندانی که خود را بالاتر ازمردم میدانند،خودشان اولین ضربه را می خورند و اساسا هنرمند نیستند و زود از یاد ها میروند.من جزئی از مردم هستم و اصلا تفاوتی بین خودم و آنها احساس نمی کنم.من بسیار راحت زندگی میکنم ، برای لطف و ابراز علاقه مردم همیشه وقت میگذارم و از جان و دل این کار را میکنم و برای مردم نقش بازی نمیکنم ،حتی استقبال  هم میکنم. مردم کاملا می فهمند که چه کسی واقعا مردمی ست و چه کسی برایشان نقش بازی میکند.

 – بازیگری شغل محسوب می شود؟اگر به  شکل شغل به آن نگاه کنی دچار تجارت سینما میشوی و دیگر به دنبال پول در سینما هستی،سینما و بازیگری عشق و علاقه است تا شغل.

 – کدام یک از نقشهای تان را شاهکار بازیگری خود می دانید؟ من هیچ کدام از نقشهایم را شاهکار بازیگری خودم نمی دانم و هنوز منتظر تجربه های جدید هستم.عامه مردم فیلم (پر پرواز)و سریال(مجید دلبندم) را گویا بیشتر از همه دوست دارند و حتی هنوز زمانی که با من مواجه میشوند من را معصومه (در سریال مجید دلبندم)و یا ستاره  (فیلم پر پرواز)صدا می زنند.

 – حاضر هستید برای ایفای نقش خودتان  را پائین بیاورید وبه اصطلاح برای اجرای کارآکتری خود را بشکنید؟ اگر فیلم نامه خوب باشد، بله ، در سینما من به هیچ عنوان برایم زیبا بروفه مطرح نیست و آن نقش مهم است ، حتی برای سریال (طلسم شدگان)من با گریم متفاوت و لباسهای کثیف و کهنه نقش یک معتاد تزریقی را بازی کردم و سال گذشته نقش یک مستخدم را با گریم کاملا متفاوت بازی کردم . اصلا بازیگری یعنی آنکه خودت را به هم بریزی و دیگری باشی تا بتوانی آن  شخصیت را باور پذیر از کار در آوری.

 – به کلاسهای بازیگری امید وار هستید ، این گونه کلاسها بازیگر و یا هنرمندی تحویل سینما می دهند؟البته اگر علاقه ، تمرین و مطالعه با هم گرد آورده شوند،چراکه نه؟ حتی در دانشگاههای ما آنقدر تئوری به دانشجو آموزش میدهند که در کار عملی ضعیف واقع می شوند ،در واقع کارعملی و تئوری باید در کنار هم باشد.من تعدادی از هنرجو ها که  با استعداد و علاقه مند بودند را سر فیلم برداری بردم تا بیشتر و از نزدیک محیط سینما را لمس کنند.

 – اوقات فراغت تان را چطور پر می کنید؟من عاشق سفر هستم و تا زمان آزادی پیدا کنم  به مسافرت میروم.

 – حرف آخر؟من معتقد هستم خداوند سرنوشت انسانها را از پیش رقم زده است و ما با انتخابهای اشتباه فقط راه  را  طولانی تر می کنیم. برای همه خوانندگان زندگی سالم آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا