امروز : دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۴ می باشد.

سید جواد هاشمی و انتقاد از امام جمعه!

سیدجواد هاشمی در یک گفتگوی جانانه و پر تیتر از برخی اتفاقات سینما و تلویزیون گله می کند؛ حرف هایی که فقط او جرأت گفتنش را دارد.

این عنوان به اندازه نقش هایی که برایش در نظر می گیرند، کلیشه ای شده؛ «شهید سینمای ایران». کسی که آمار میزان شهادت و جانبازی و تاثیرگذاری در فیل ها و سریال های ایرانی از دست خودش هم در رفته و دیگر کسی او را به غیر از این به یادنمی آورد.

مردی که این روزها بیشتر از جلوی دوربین، روی استیج های تلویزیونی و شرکتی است و مدتی هم با مستند هنرمندان در برزیل و حاشیه های شلوارکی اش روی بورس بود و باز هم به سلامت از این حاشیه ها بیرون آمد.

تماس گرفتیم تا با او درباره نقش های کلیشه ای در فیلم ها و سریال های ارزشی حرف بزنیم. سوژه ای که انگ اوست و هیچ کس به اندازه «سید جواد هاشمی » به آن تسلط ندارد و از پشت پرده هایش باخبر نیست.

اما … اما همین که سوال اول را پرسیدیم کمی چانه ها گرم شد، گفتگو به سمت دیگری رفت و سید جواد هاشمی سر درد دلش باز شد؛ خیلی باز! حرف هایی که شاید فقط از زبان او بیان شود و بتوان منتشرش کرد. این گفتگویی کوتاه ولی پر حرف و حدیث را از دست ندهید.

شما در اغلب فیلم ها و سریال ها ایفاگر نقش های ارزشی و مثبت هستید. آیا اینگونه آثار، بازیگران ثابت دارند و فرمول خاصی برای انتخاب اینگونه نقش ها وجود دارد؟

– ریشه اصلی انتخاب ها به اعتقادات خود من و تربیت مادرم برمی گردد. او به شدت روی نقش های خاص و مذهبی تاکید داشت و دارد. من خیلی مراقب هستم نقشی بازی نکنم که مادرم از من ناراحت شود، حتی گاهی اوقات اگر نقش مشکوکی هم بهم پیشنهاد می شود، مادرم ناراحت می شود. دوست دارم نقشی بازی کنم که در شأن اعتقادات مذهبی و دینی ام باشد.

نگفتید که آیا انتخاب بازیگران فرمول خاصی دارد یا نه؟

– در مورد من، فرمولی ندارد؛ من هر نقشی را بازی نمی کنم. باید فیلمنامه را مطالعه کنم و حتما باید با خواسته هایم منطبق باشد در غیر اینصورت بازی نمی کنم. خیلی اوقات نقش های متفاوت و دو پهلو به من پیشنهاد شده، استخاره کرده ام و جالب است که همیشه برایم بد آمده و بازی در آن اثر را نپذیرفته ام، احساس می کنم خدا هم دوست ندارد من اینگونه نقش ها را بازی کنم!

قبولدارید که چهره مثبت تان هم در انتخاب بی تاثیر نبوده و هیچ زمانبازی در نقش خلافکار یا دزد به شما پیشنهاد نمی شود

– اتفاقا پیشنهاد اینگونه نقش ها را به من داده اند و نپذیرفته ام. مثلا برای بازی در فیلمی سینمایی دعوت شدم که نپذیرفتم و حسن جوهرچی جایگزینم شد یا محمد درمنش نقش منفی در فیلمش پیشنهاد داد و نپذیرفتم. من مدیون مادر شهید کشوری هستم چون به من گفت «بعد از بازی در نقش پسرش دیگر حق ندارم هر نقشی را بپذیرم.»

شما رتبه اول بازی در نقش شهدا هستید، خسته نشده اید؟

– خسته؟ اصلا! افتخار می کنم. دوستان به من می گویند شهید سینمای ایران هستم و امیدوارم بتوانم این شرایط را حفظ کنم.

فکر می کنید چرا پشت سر فضای هنری تلویزیون و سینمای ایران این همه حرف و حدیث هست؟

– معتقدم تلویزیون و سینمای ایران نسبت به همه دنیا مجموعه پاکی است. البته انتقادهای وارده طبیعی است و در همه رشته های فرهنگی انتقاد وارد است. من هم انتقادهایی به سینمای مان دارم اما اینگونه نیست که بگویم سینمای مان سخیف است یا تلویزیون منحرف شده. سینمای ما برگرفته از اعتقادات و فرهنگ ماست. اینکه در سینما یا تلویزیون چه اتفاقی می افتد، بخشی از آن به نبودن سوژه های بکر و تازه برمی گردد. البته از اینکه سرمایه تهیه کننده بازگشتی نداشته باشد، همه واهمه دارند؛ بنابراین به سراغ خطوط قرمز می روند تا بتوانند تماشاگر را به سینما بکشانند و این معضل سینمای ماست. اگر مسئولان می خواهند که سینمای ما در ورطه نابودی نیفتد، سوبسید بدهند. قرار نیست که تهیه کننده ضرر کند.

یارانه بدهند یا فیلم ها و مجموعه هایی مثل مختارنامه و محمد (ص) بسازند؟

– من به ساخت فیلمی مانند «محمد (ص)» مجید مجیدی انتقاد دارم چون با بودجه این فیلم می توان ۴ سال برای سینمای ایران فیلم فاخر ساخت. یعنی ۲۰۰ فیلم خوب با آن هزینه و بودجه تولید کرد. معتقدم «محمد (ص)» به لحاظ قصه مشکل دارد و درام نیست، غلط است، این چه اشتباهی است که مسئولان فرهنگی کشورمان می کنند؟ بعد هم تصور می کنند دارند کمک می کنند! اگرچه مستندات فیلم درست است اما دلیل نمی شود این همه هزینه صرف ساخت فیلم کنند.

مگر مردم چند مرتبه باید فیلم را در سینما ببینند و چقدر فروش می کند؟! تصور می کنم که بعضی اوقات مسئولان از در دروازه تو نمی روند و برخی اوقات هم از سوراخ سوزن تو می روند. این منطق در سینمای ما وجود ندارد. من معتقدم اگر سوبسید می دهند باید به همه تعلق بگیرد تا تهیه کننده دغدغه ساخت فیلمی را نداشته باشد که بازگشت سرمایه ندارد. در اینصورت است که فیلمی می سازد که در آن خط قرمز رعایت نشده است، اخلاقیات رعایت نشده است و منتظر هستند یکسری افراد این فیلم ها را ببینند تا پولش درآید. بعد هم می گویند ندیدید ما فیلم بد ساختیم و مردم دیدند و خوش شان آمد.

خب در تلویزیون که از این خبرها نیست. کسی به فکر جذب مخاطب به هر قیمتی نیست ولی وضع همین است.

– شما تصور می کنید چرا مردم به سمت ماهواره هجوم آورده اند؟ چون آنها خطوط قرمز را رعایت نمی کنند. جمله مشهوری است که هر چه شما منع کنید، همان را بیشتر دوست دارند. ببینید به همین دلیل چند مشکل وجود دارد که سینمای ایران در ورطه اشتباه می افتد. من هنوز معتقدم سینمای ایران پاک ترین سینمای دنیاست، تلویزیون ما هم جزو پاک ترین های دنیاست اما مسئولان به سینمای ما انتقاد دارند و در مجلس آقای رسایی به رحتی به سینمای ایران توهین می کند، امام جمعه ها به راحتی بدون در نظر گرفتن دانش به این حرفه انتقاد می کنند. نمی دانم جرأت دارید بنویسید یا نه؟
آقای امام جمعه بگذارید مراجع مربوطه حکم بدهند

شما بفرمایید.

– متولی سینما وزارت ارشاد است اما نمونه اش امام جمعه ای که به راحتی و به رغم قوانین جمهوری اسلامی می گوید فلان فیلم را از پرده سینما پایین بکشند، یعنی قانون جمهوری اسلامی ایران را ندید می گیرد. پس اگر امام جمعه رعایت نمی کند، من باید رعایت کنم؟ فیلمساز باید رعایت کند؟ وزارت ارشاد در جمهوری اسلامی یک فیلم را تصویب کرده است و بودجه ای صرف ساخت آن شده است.

شما درباره خوب یا بد بودن فیلم انتقاد کنید نه اینکه از ریشه بزنیدش. وقتی چنین اتفاقی در مملکت ما می افتد، معلوم است که شما نمی توانید فیلم خوب و دغدغه مند بسازید. می گوییم چه فیلمی بسازیم که امام جمعه شهر برخلافش حرف بزند و همین سبب می شود که مردم سینما بروند یا اصلا قاچاق می شود. باور کنید به همین دلیل هاست که مردم به سمت ماهواره گرایش پیدا می کنند.

در مملکت ما ثبات تصمیم گیری در امور فرهنگی وجود ندارد، فیلمی که در سینما پخش می شود، یک سوم آن در تلویزیون سانسور می شود. یعنی ممنوع از پخش است. این چه قانونی است؟ قانون تلویزیون با قانون وزارت ارشاد فرق دارد! قانون تلویزیون با قوانین جاری ائمه جمعه فرق می کند و سر کلاف را بگیرید تا انتها.

به نظر شما این تناقض ها از کجا آمده است؟

– ما سر تعظیم در مقابل قوانین فرود نمی آوریم. ما یک قانونی در مملکت مان داریم، یک سانسور منطقی وجود دارد، سانسور منطقی که به آن اعتقاد داریم. وقتی با سانسور پیش برویم می توانیم ادعا کنیم که سینما و تلویزیون ما پاک است اما یکسری افراد براساس ذهنیت هایشان خودسانسوری و دیگرسانسوری می کنند. اینجاست که قانون می شکند و هر فردی حرف خودش را می زند. قانون ما می گوید در حد عرف جامعه باید حجاب رعایت شود. قانون ما می گوید حرف نادرست نزنیم. البته خیلی از این قوانین غلط است. ابراز عشق کردن یک مرد به زنش در فیلم باید واجب باشد نه ممنوع! پیغمبر صلوات الله علیه می فرمایند: «روزی هفتاد بار به همسرتان ابراز عشق کنید.»

این دستور پیغمبر است در صورتی که اگر مردی در تلویزیون به همسرش بگوید عاشقش است، می گویند این بخش را قیچی کنند. من به فرزندم چگونه یاد بدهم وقتی خواست ازدواج کند به همسرش ابراز علاقه کند؟ کجاست دانشگاهی که امام خمینی و رهبر معظم انقلاب گفتند؟ ما کجا باید آموزش دهیم؟ چه دلیلی وجود دارد که ما خطوط قرمز بیهوده و الکی درست می کنیم؟ بعضی از سانسورها غلط است. این حرف هایی که من می زنم کسی جرأت گفتنش را ندارد.

شما حرف هایی تندی می زنید که من روزنامه نگار اگر بخش کوچکی از حرف هایتان را منتشر کنم، مورد هجمه قرار می گیرم اما به طور حتم شما کارت سفیدی دارید که به این صراحت حرف می زنید؟

– کارت سفید من خداوند و ریشم است که از ریشه خانوادگی سرچشمه گرفته است. کسی نمی تواند این تهمت را به من بزند که فلانی برای هوای نفسش این حرف ها را می زند. خیر. تندروی و کندروی ناپسند است و برای اینکه بتوانم فرزندم را نجات دهم تا به سمت ماهواره نرود، باید تندروی و کندروی نکنم.

از سانسور درست باید حمایت کرد. باید سانسور نادرست را هدایت کرد. من در برنامه «هفت» هم از امام جمعه محترم مشهد گلایه کردم و اکنون هم گلایه می کنم. ایشان اجازه می دهند یک تهیه کننده و کارگردان در مباحث فقهی و طلبگی دخالت کنند؟ ایشان باید کار خودش را بکند. می تواند انتقاد کند و اشکال ندارد اما اجازه بدهد مراجع ذی ربط حکم بدهند. متاسفم که شنیده ام مشهد یکی از شهرهایی است که بدحجابی و بی حجابی در آن رواج دارد. چطور می تواند شهر امام رضا (ع) اینگونه باشد؟ به دلیل همین تندروی هاست. باید یکی جلوی آنها را بگیرد.

وقتی شما از ارزش ها صحبت می کنید همه می دانیم دل تان برای این سینما و تلویزیون می سوزد اما اگر یک بازیگر فیلم های ارزشی بخواهد حرف هایی را که شما می زنید بیان کند، ممنوع از کار می شود. آیا تنها توکل بر خدا اعتباری است که به واسطه آن زیر سوال نمی روید و ممنوع نمی شوید؟

– من ترس ندارم و اتفاق افتاده که ممنوع از کار هم شده ام اما وظیفه ام این است که یک قدم جلوتر باشم چون هنرمند هستم. من باید به هر دو طرف تذکر بدهم هم به افراد تندرو و هم به کندروها.

مخالف حرف فردی هستم که می گوید سانسور نباید باشد و همه جای دنیا سانسور وجود دارد. ما نباید اجازه دهیم فیلمی وارد بازار شود و جرأت نگاه کردنش را در منزل نداشته باشیم؛ سریال «بله» را در منزل جرأت نمی کنم ببینم چون حرف های دوپهلوی زشت می زند. چرا؟ ما در ایران زندگی می کنیم. دوست ندارم در کشور ما تکلیف کنند که شبکه درست کنیم و فیلم های ضداخلاقی بگذاریم و بگوییم ۱۸ سال به پایین ممنوع است؟! مگر ۱۸ سال به پایین دارد؟!

هفته نامه تماشاگران امروز

ارسال نظرات

پاسخی بگذارید

آخرین مطالب

آرشیو ماهنامه زندگی سالم

[caption id="attachment_23534" align="aligncenter" width="149"]سوالات پزشکی بپرسید ویزیت رایگان[/caption]