پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

0
151
پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

عسل غریب، فیلمساز جوانی است که از کودکی به بازیگری علاقه‌مند بود؛ اما به‌دلیل مخالفت خانواده‌اش در دوران تحصیل در هنرستان، عکاسی و تصویربرداری را انتخاب کرد و برای ورود به دانشگاه، رشته کارگردانی سینما و در سال ۱۳۹۱ در مقطع کارشناسی فارغ‌التحصیل شد.

با مرور فیلم‌های غریب می‌توان فهمید که او تلاش کرده تا نگاهی متفاوت را در حیطه سینمای مستند و داستانی تجربه کند. سینمای مستند او شامل فیلم‌هایی نظیر «چیزی شبیه به یک رؤیا»، «آنا» و «مانوشاک» است. از میان این سه فیلم، مستند آنا بیشتر از دیگر آثار مستندش به چشم آمد و او را در جایگاه مستندسازی قرار داد. مستند مانوشاک درباره «زاون قوکاسیان» است. زاون کارگردان، فیلمساز، منتقد و مدرس سینما و ایرانی ـ ارمنی بود. در این فیلم، مشخص می‌شود که علت علاقه‌مندی قوکاسیان به سینما مادرش است. وی در صحنه‌ای از این فیلم، در کلیسای مریم روبه‌روی تابوت مادرش می‌ایستد و به یاد می‌آورد که دلیل علاقه‌مندی‌اش به سینما، مادر بوده است. در واقع این فیلم ادای دین فیلمساز به استاد دانشگاهش زاون قوکاسیان است.

پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

*** مخاطب در مستند آنا، شاهد زلزله‌ای است

مخاطب در مستند آنا، شاهد زلزله‌ای است که شهر را ویران کرده است. پسربچه‌ای به همراه دوستانش به دنبال یک تلویزیون سالم هستند تا بتوانند بازی فوتبال تیم تراکتورسازی تبریز را تماشا کنند. این فیلم در جشنواره‌های داخلی و خارجی مورد توجه قرار گرفت. از جمله در عرصه بین‌المللی توانست در جشنواره‌هایی همچون پانزدهمین فستیوال فیلم کودکان آمریکا، پنجمین فستیوال فیلم حقوق بشر نپال، نهمین فستیوال فیلم کودکان هند، فستیوال فیلم کودکان تورنتو کانادا، فستیوال فیلم همه چراغ‌های هند به رقابت با آثار دیگر بپردازد.

عسل غریب بعد از گذشت ۸ سالی که در حیطه کارگردانی و فیلمسازی مشغول به کار است به‌دلیل علاقه به بازیگری تصمیم می‌گیرد فیلمی بسازد که خودش در آن بازی کند. در فیلمسازی تمام تلاش بازیگر بر مبنای نزدیک‌شدن به نقش مورد نظر کارگردان است و می‌کوشد تا آنچه را کارگردان در ذهن خود ساخته، به‌درستی به اجرا در آورد. حال اگر خودت کارگردان باشی و بخواهی فیلم خودت را هم بازی کنی، راهی به تمام معنا مشکل در پیش رو است. چون باید قادر باشید، فیلتر کارگردان و بازیگر را از هم جدا کنید و بگذارید هر کدام نقش خود را ایفا کنند. نقش کارگردان در مقام کارگردان و بازیگر در مقام بازیگر. این تصمیم منجر به ساخت سه‌گانه «افسرده» غریب شد و توانست قدرت او را در بازیگری نمایان کند. سه‌گانه‌ افسردگی، مهم‌ترین تجربه عسل غریب است. افسردگی و سایر بیماری‌های روانی در سال‌های اخیر موضوع فیلم‌های بسیاری بوده است؛ اما در سه‌گانه غریب با رویکرد متفاوت نسبت به آنچه تا کنون به آن عادت داشته‌ایم، روبه‌رو هستیم.

پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

*** بی‌آنکه بدانی مرده‌ای

سه‌گانه‌ی او «بیست دقیقه»، «به خاطر هیچ» و «بی‌آنکه بدانی مرده‌ای» نام دارد. ساختار سینمایی در هر سه فیلم به یک شکل است و تفاوت فیلم‌ها در بیان روایت اصلی است. کارگردان تمرکز بر تجربه درونی و روان آسیب‌دیده را در سه گانه خود مورد توجه قرار می‌دهد. ساختار کلی فیلم قصد دارد فرد افسرده و محیط اطرافش را به تصویر بکشد و موقعیت‌هایی برای مخاطب ایجاد کند که در نهایت مخاطب نتواند هیچ یک از شخصیت‌ها را به‌طور کامل و قطعی قضاوت کند. با مشاهده فیلم متوجه جسارت کارگردان در بیان حالات درونی افرادی می‌شویم که درگیر جنجال و کنش درونی با خود هستند؛ البته این جسارت در بیان موضوع تنها به کارگردان کار برنمی‌گردد و بازیگر فیلم که خودش کارگردان فیلم هم هست، در جایگاهی دیگر ـ جایگاه بازیگر ـ به‌درستی از پس نقشش بر می‌آید و مخاطب را وادار به درک این‌گونه موضوعات می‌کند و ما را وادار به اینکه عکس‌العمل‌های خود را در برا با افراد دیگر بهتر بشناسیم. زبانی که بازیگر ـ کارگردان برای فیلم برگزیده است، چهره سرد و دل‌نچسب بازیگر، ریتم انتخاب‌شده و ترکیب‌بندی موجز به شیوه‌ای آگاهانه برای نشان‌دادن روان آسیب‌دیده مورد نظر، نظام یافته است. با وجود اینکه خط روایی داستان سر راست و قابل فهم است؛ اما از پیچیدگی و غم و دلهره و افسردگی لبریز است و نیاز به بررسی موشکافانه دارد. لایه بیرونی فیلم «بیست دقیقه» دختر جوانی را نشان می‌دهد که بیست دقیقه فرصت دارد که روبه‌روی روان‌شناس خودش بنشیند و در مورد بیماریش حرف بزند. لایه بیرونی «به خاطر هیچ» به دختر جوانی می‌پردازد که دوبار خودکشی کرده و به‌خاطر فشار عصبی که بر او وارد شده سرش را با تیغ تراشیده است. این دختر کم‌کم به یاد می‌آورد که دلیل خودکشی‌اش چه هست و چرا افسردگی گرفته است. در فیلم «بی‌آنکه بدانی مرده‌ای»، یک زن جوان فیلمساز دچار افسردگی شدید می‌شود. او راه درمانش را حرف‌زدن می‌داند؛ اما کسی به او گوش نمی‌کند. او تصمیم می‌گیرد برای اعتراض به رفتار اطرافیان و پزشک‌های معالجش، از دوره بیماری‌اش فیلم بسازد و برای تماشاگران صحبت کند؛ اما در لایه زیرین فقط احساسات است که فوران می‌کند، حقیقت زندگی در این لایه نمایان می‌شود. این فیلم نشان می‌دهد که بعضی وقت‌ها شکست، درست زیست‌نکردن، ندیدن‌ها، ما را در مسیر نابودی قرار می‌دهد که هیچ راه فراری برای آن نیست و به این ترتیب همه ما که می‌خواستیم روزی تبدیل به یک فوق ستاره در زندگی خودمان شویم، تبدیل به یک قهرمان شکست‌خورده می‌شویم که در اوج تنهایی همدلی به‌جز دوربین فیلمبرداری نداریم. در این سه گانه وضعیت بیمار چیزی فراتر از یک بحران زودگذر است. او در یک بی‌قراری مطلق به سر می‌برد و دست‌وپا زدنش راه به جایی نمی‌برد. این بی‌قراری مطلق مفهوم رنگ و طعم زندگی را از او گرفته است؛ اما ما دوست داریم او بتواند به یک آرامش ذهنی برسد. شاید ما با دیدن بیمار، در حال فکرکردن به خودمان هستیم. بزرگ‌ترین وحشتی که غریب در سه‌گانه به ما نشان می‌دهد، از دست‌دادن عنصر عشق و معنا از زندگی است. نمی‌توان با دانستن یک وجه از امور، قضاوت کرد و باید با تأمل بیشتر جنبه‌های دیگر داستان را هم شنید. سه‌گانه‌ غریب، ضد روایت و موجز است. فیلم درگیری ذهنی و روانی شخصیت‌هاست و همین در پیشبرد داستان نقش دارد. پیرنگ ضد روایت به‌خوبی توانسته داستانش را پیش ببرد و با وجود زیاده‌گویی احساس همدردی با کارا کتر اصلی را در بیننده جا بیندازد.

پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

*** سه‌گانه‌ افسردگی

سه‌گانه‌ افسردگی بعد از موفقیت‌هایی که در جشنواره‌های داخلی به‌دست آوردند، در حضور بین‌المللی هم تا به امروز موفق بوده و جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره مدیترانه ایتالیا را دریافت و در بخش مسابقه فستیوال‌های کشورهایی همچون استرالیا، اسپانیا، کالیفرنیا، چین، هند به نمایش در آمد. غریب با ساخت سه‌گانه‌اش نشان داد که می‌تواند نقش کارگردان و بازیگر را با یکدیگر پیوند دهد و می‌تواند با نگاه متفاوتی مخاطب را وادار به فکرکردن به محیط اطرافش کند.

پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

فیلمشناسی عسل غریب:

فیلم روز کلاغی: داستانی (کوتاه) ۱۳۸۹ / نویسنده، کارگردان، تدوینگر و بازیگر.

فیلم صندلی زمان: تجربی (کوتاه) ۱۳۹۰ / نویسنده، کارگردان و تصویربردار.

فیلم چیزی شبیه به یک رؤیا: مستند (کوتاه) ۱۳۹۱ / کارگردان، تصویربردار و تدوینگر.

فیلم آنا: مستند (نیمه بلند) ۱۳۹۱ / کارگردان، تدوینگر و تصویربردار.

فیلم بیست دقیقه: داستانی (کوتاه) ۱۳۹۲ / نویسنده، کارگردان و بازیگر.

فیلم به‌خاطر هیچ: داستانی (کوتاه) ۱۳۹۳ / نویسنده، کارگردان، تدوینگر و بازیگر.

فیلم مانوشاک: مستند (کوتاه) ۱۳۹۴/ کارگردان، تصویربردار و تدوینگر.

فیلم از سینما متنفرم: تجربی (کوتاه) ۱۳۹۵/ کارگردان، تصویربردار و تدوینگر.

فیلم بی‌آنکه بدانی مرده‌ای: تجربی (کوتاه) ۱۳۹۵ / نویسنده، کارگردان، تدوینگر و بازیگر.

پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

پیرامون فیلم‌های عسل غریب / بازیگر غریب سینمای ایران

نویسنده : سارا صدری منتقد فیلم

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

10 − 9 =