امروز : سه شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۵ می باشد.

غزل صارمی از تجربه سفر و زندگی‌اش در سوئد می‌گوید!

عروس آتش از تجربه سفر و سبک زندگی‌اش در یک کشور خارجی می‌گوید.

 
غزل صارمی با فیلم محبوب و به یاد ماندنی «عروس آتش» پا به دنیای سینما گذاشت و پس از بازی در این فیلم به چهره‌ای شناخته شده بین سینمادوستان تبدیل شد اما این بازیگر جوان کشورمان پس از درخشش در این فیلم و بازی در چند اثر سینمایی و تلویزیونی دیگر، به قصد ادامه تحصیل به کشور سوئد مهاجرت کرد و حالا با تجربه زندگی در کشوری دیگر و میان مردمانی با فرهنگ و آداب و رسوم دیگر به کشور بازگشته و به گفته خودش دلش برای بازیگری تنگ شده و قصد ادامه فعالیت در دنیای سینما را دارد.

در یکی از روزهای زیبای زمستانی با این بازیگر جوان کشورمان در مورد زندگی و تحصیل در سوئد، سبک زندگی و توجه‌اش به سلامت و ورزش، بازگشتش به دنیای سینما و. . . گپ و گفت مفصل و جالبی داشتیم که خواندنش برای‌تان خالی از لطف نخواهد بود.

 

شش ماه روز و شش ماه شب

اگر در کشورهای اروپایی سحرخیز نباشید همه چیز برای‌تان از دست می‌رود. در مورد کشور سوئد که در آن زندگی کرده‌ام، این را با اطمینان می‌گویم که سحرخیز بودن جزء خصلت‌های مردم این کشور است و اگر سحرخیز نباشید باید با بخش بزرگی از زندگی اجتماعی، کاری، تحصیلی و. . . خداحافظی کنید.

سوئد کشور وسیعی است و از جنوب تا شمال آن کشیدگی زیادی دارد؛ به همین خاطر آب و هوای شمال و جنوب این کشور با هم خیلی متفاوت است همین‌طور ساعات روز و شب در این کشور با کشور ما خیلی تفاوت دارد. ما در اقلیمی زندگی می‌کنیم که به جهت جغرافیایی در منطقه‌ای چهار فصل و بسیار خوب است اما همه کشورها این مزیت را ندارند. در سوئد و در شهری که من در آن زندگی می‌کردم،

شش ماه از سال شب و شش ماه از سال روز است. خوابیدن در هوای روشن یا بیدار شدن و فعالیت اجتماعی در هوای تاریک واقعا سخت است. شش ماه از سال باید در تاریکی از خواب بیدار میشدم و شش ماه از سال باید در روشنایی روز می‌خوابیدم. اوایل واقعا برایم عجیب بود ولی خب کم کم عادت کردم. جالب اینکه وقتی به این کشور رفتم با پنجره‌هایی دوجداره مواجه شدم که بین این دو شیشه پرده‌هایی کرکره‌ای و بسیار ضخیم وجود داشت و شب از این پرده‌ها استفاده می‌شد. من وقتی برای اولین بار ساعت ۱۲ شب را در روشنایی کامل روز تجربه کردم تازه فهمیدم این پرده‌ها چقدر به دردبخور هستند. (می‌خندد)

راستش خیلی حساس هستم که شب‌ها زود بخوابم تا بتوانم صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شوم. خیلی از دوستان و همکارانم به‌خاطر همین موضوع از من متنفرند. (می خندد) فکر می‌کنم مدتی است من هم از راه به در شده‌ام و برایم پیش می‌آید که شب‌ها دیر بخوابم و طبعا از آن طرف هم صبح نتوانم سحرخیز باشم اما قطعا سحرخیز بودن را به همه توصیه می‌کنم چون با طبیعت بدن سازگارتر است و شما با حال بهتری از خواب بیدار می‌شوید.

 دوران دانشجویی چاق‌کننده است

در ابتدای ورودم به کشور سوئد حسابی چاق شدم. (می‌خندد) فکر می‌کنم دوران دانشجویی کلا چاق‌کننده است چون در این دوران مغز شما به قند بیشتری احتیاج دارد و شما هم تمایل بیشتری به خوردن شیرینی‌جات پیدا می‌کنید. ضمن اینکه ورود به یک کشور غریبه و آشنا شدن با انواع و اقسام خوراکی‌های جدید برای‌تان وسوسه‌کننده است و دوست دارید همه‌شان را امتحان کنید اما نتیجه این کنجکاوی اضافه وزنی است که اصلا خوشایند نیست. (می‌خندد)

شروع به ورزش از سنین کودکی

ورزش را از سنین بسیار کم شروع کردم. از پنج سالگی به صورت حرفه‌ای و مداوم ورزش شنا را انجام داده‌ام طوری که در فصول گرم فکر می‌کردم زندگی واقعی داخل آب است. (می خندد) در سنین نوجوانی همه مربیانم به قهرمانی من در این رشته امید داشتند اما متاسفانه سینوزیت شدید اجازه نداد دیگر این ورزش را به صورت حرفه‌ای ادامه بدهم. دکتر مرا از شیرجه زدن منع کرد در حالی که برای حضور در مسابقات باید بتوانید شیرجه بزنید.

از یازده سالگی هم به پیشنهاد مادرم ورزش ژیمناستیک را شروع کردم. همیشه استعداد اضافه وزن داشتم و مادرم مرا به سمت ورزش هدایت می‌کرد. خوب به یاد دارم روز اول که وارد سالن ورزشی شدم، مربی‌مان تاخیر داشت و بچه‌هایی که آموزش دیده بودند، روی تخته پرش می‌پریدند و حرکات ورزشی انجام می‌دادند. من هم که حسابی سرشوق آمده بودم، خواستم از بچه‌ها تقلید کنم اما پرشم به آسیب‌دیدگی دست منجر شد و چشمم ترسید. (می خندد) اما با این وجود این کلاس ورزشی را ترک نکردم و هنوز هم از آموخته‌های آن دوران بهره می‌برم.

پیاده روی یک ورزش مفید است

در حال حاضر ورزش اصلی‌ام پیاده‌روی است. پیاده‌روی یک ورزش مفید هوازی است اما این ورزش هم دارای قوانینی است که باید رعایت شود. در واقع پیاده روی وقتی ورزش محسوب می‌شود که شما با تکنیک آن آشنا شوید. برای پیاده‌روی صحیح باید ابتدا ۲۰دقیقه پیاده‌روی کنید و۱۰ دقیقه ثابت باشید تا طپش قلب به حالت نرمال بازگردد و بعد ۲۰ دقیقه بعدی را آغاز کنید. حین پیاده‌روی هم باید دقت داشته باشیم که منظم راه برویم و سرعت راه رفتن‌مان را کم و زیاد نکنیم. حداقل زمان پیاده‌روی مفید هم یک‌ساعت است.

تحصیل در رشته زبان وادبیات سوئدی

من در رشته زبان و ادبیات سوئدی تحصیل کرده‌ام و به این زبان مسلط هستم اما حتی تسلط به یک زبان بیگانه هم نمی‌تواند باعث شود کشوری را مانند کشور خودتان بدانید چراکه همیشه دلتنگ زبان مادری‌تان خواهید شد. این موضوع را وقتی سوار هواپیما می‌شوید، به خوبی حس می‌کنید. وقتی پس از مدت‌ها در یک محیط قرار می‌گیرید که همه فارسی صحبت می‌کنند، در حالی که مدت‌هاست این زبان را نشنیده‌اید، کلی لذت می‌برید و تازه می‌فهمید تا چه حد دلتنگ زبان مادری بوده‌اید.

برادرم سال‌هاست که در سوئد سکونت دارد و همسر ایشان هم سوئدی است و خدا را شکر رابطه بسیار خوبی با هم دارند اما گاهی فکر می‌کنم چطور بعضی چیزها را به هم می‌فهمانند. (می‌خندد) ارتباط با کسانی که زبان مادری شما را نمی‌دانند قطعا دشواری‌های خاص خود را دارد.

زندگی در مهرشهر کرج

از وقتی پدر و مادرم بازنشسته شدند، مهرشهر کرج را برای زندگی انتخاب کردند. پیش از رفتنم از ایران در تهران زندگی می‌کردیم و شرایط این شهر برای‌مان سخت شده بود. در تهران باید مدام با ترافیک و شلوغی و آلودگی هوا دست و پنجه نرم کنید. در این شهر حتی ورزش ساده پیاده‌روی هم برایم سخت شده بود و نفس‌ام می‌گرفت.

اگر در مهرشهر صبح زود از خواب بیدار شوید و سری به پارک‌ها یا محوطه‌های سبز بزنید، جمعیت زیادی را در حال ورزش می‌بینید و جالب اینکه معمولا تعداد خانم‌ها بیشتر است. هوای سالم این شهر و طبیعت زیبایش مردم را به ورزش ترغیب می‌کند و می‌توانم بگویم حال مردم اینجا خیلی بهتر از ساکنین تهران است.

رژیم‌های مختلف غذایی را امتحان کرده‌ام

چون همیشه استعداد چاقی داشته‌ام، رژیم‌های مختلفی را هم امتحان کرده‌ام. مثلا رژیم اتکینز یا رژیم‌های سریع دیگر. در کل رژیم‌های غذایی  را که وزن بدن را با سرعت پایین می‌آورند، توصیه نمی‌کنم. به‌ ‌نظرم بهترین رژیم غذایی استفاده بسیار کم از شکر و شیرینی‌جات، برنج سفید، نان‌های سفید و تنقلاتی مانند چیپس و پفک است. من این هفته بعد از سال‌ها چند دانه پفک خوردم. جالب است بدانید که متخصصان و دندانپزشکان توصیه می‌کنند پس از خوردن تنقلاتی مانند پفک باید چندین بار دندان‌های‌تان را مسواک بزنید تا رنگدانه‌های آن از مینای دندان جدا شود.

مسابقه پفک‌خوری

من همیشه تنقلات دوست داشته‌ام اما واقعا نباید به این علاقه اجازه جولان داد. (می‌خندد) یکی از خاطرات بامزه من و برادرم در کودکی مسابقات پفک‌خوری بود. مثلا به یاد دارم یک‌بار که باهم مسابقه گذاشتیم، من۲۰ بسته کوچک پفک را یکجا خوردم. (می خندد) الان که به آن روز فکر می‌کنم، تعجب می‌کنم که چطور توانستم آن‌ همه پفک را بخورم. (می خندد)

 خیلی اهل خرید نیستم

وقتی یک خانم ادعا کند خیلی اهل خرید نیست، شاید عجیب به‌ نظر برسد ولی من واقعا خیلی اهل خرید نیستم. در سنین نوجوانی و ابتدای جوانی بیشتر خرید می‌کردم اما الان فقط زمانی که به چیزی نیاز داشته باشم، آن را تهیه می‌کنم. تنها نقطه ضعفم کفش است و در این مورد نمی‌توانم کوتاه بیایم. (می خندد) گاهی مادرم به من می‌گوید:«چرا اینقدر کفش می‌خری مگر چقدر به کفش نیاز داری؟ من در کودکی مرتب برایت کفش خریده‌ام و نباید عقده خرید کفش در تو باشد.»من هم جواب می‌دهم:«خب خودتان مرا بد عادت کرده‌اید.» (می خندد)

موقع خرید به راحتی و بعد از آن به زیبایی اهمیت می‌دهم. در سوئد مردم واقعا راحتی در لباس و کفش برای‌شان اولویت است و این فرهنگ در آنها نهادینه شده که فرهنگی بسیار خوب است. به نظرم ما هم باید در خریدهای‌مان ابتدا راحتی خودمان و دوام و جنس خوب آن کالا را در نظر بگیریم و اولویت‌مان صرفا زیبایی یا مد نباشد.

از لوازم آرایشی و بهداشتی ایرانی استفاده می‌کنم

به خاطر وجود لوازم آرایشی و بهداشتی تقلبی در ایران، تا حد امکان سعی می‌کنم از مشابه‌های ایرانی استفاده کنم. من از خمیردندان و شامپوی ایرانی استفاده می‌کنم. رنگ موهایی با برندهای خیلی مشهور که امکان تقلبی بودن‌شان بیشتر است، استفاده نمی‌کنم. همین‌طور از کرم‌های ضدآفتاب، پنکیک و کرم‌های مرطوب‌کننده‌ ایرانی استفاده می‌کنم و راضی هستم.

گسترش سرطان سینه را جدی بگیریم

در همه جای دنیا روی معاینات دقیق و چکاپ‌های مداوم سلامت توجه ویژه وجود دارد. متاسفانه مادر یکی از نزدیک‌ترین دوستان من بر اثر ابتلا به سرطان سینه درگذشت. این نوع سرطان یکی از قابل درمان‌ترین نوع سرطان است که اغلب به‌خاطر مراجعه دیر به پزشک دردسرآفرین می‌شود. همه خانم‌ها باید مرتب سینه خود را معاینه کنند و دست‌کم سالی یک‌بار برای معاینه به پزشک مراجعه کنند.

ذائقه‌تان را تربیت کنید

یکی از خصلت‌های خوب انسان این است که می‌تواند ذائقه‌ای متنوع و تربیت‌پذیر داشته باشد. مثلا من از بو و مزه شیر خوشم نمی‌آمد اما خودم را مجاب کردم که شیر را در برنامه غذایی‌ام قرار دهم و از منبع غنی کلسیم شیر صرفا به خاطر اینکه آن را دوست ندارم، محروم نشوم.

میوه و سبزیجات نیز در برنامه غذایی من و خانواده‌ام جایگاهی محکم دارند به‌طوری که من از خرید میوه و سبزیجات بیشتر از لباس، کیف و کفش لذت می‌برم.(می خندد) این لطف پدر و مادرم بوده که من و برادرم را از کودکی به استفاده روزانه از میوه و سبزیجات عادت داده‌اند.

همیشه از میوه و سبزیجات تازه و به روز استفاده می‌کنیم. من اغلب میوه را دانه‌ای می‌خرم تا همیشه میوه تازه در خانه داشته باشم. این عادت در مردم اروپا هم وجود دارد. البته آنها بیشتر به خاطر گران بودن میوه این‌طور خرید می‌کنند ولی ما به خاطر حفظ طراوت و تازگی میوه‌ها آنها را دانه‌ای می‌خریم. ضمن اینکه در ایران هم قیمت میوه دیگر آنقدر بالا رفته که به اروپا نزدیک شده‌ایم. (می خندد)
برای بهتر شدن حال‌تان تلاش کنید

گاهی برای بهتر شدن حالم ظرف می‌شویم. شستن ظروف با آب ارتباط دارد و به پاکیزگی منجر می‌شود و برایم حس خوبی دارد. اگر بی‌حوصله یا ناراحت باشم، کشیدن نقاشی یا خواندن کتاب همیشه حالم را بهتر می‌کند. قبلا روانشناس‌ها معتقد بودند برای بهتر شدن حال باید در مورد مشکلات یا وقایع ناراحت‌کننده در زندگی صحبت کرد اما الان مقالاتی را در این زمینه می‌خوانیم که برخی خلاف این موضوع اعلام نظر کرده‌اند و معتقدند نباید خاطرات بد را مرور کرد.

به نظر من هم باید از مشکلات و وقایع ناراحت‌کننده فاصله بگیریم و با مرورشان خودمان را ناراحت نکنیم. باید بیاموزیم که خودمان را از مسائلی که ناراحت‌مان می‌کنند، تا حد امکان دور نگه داریم. قطعا ورزش و هنر می‌توانند در این زمینه موثر باشند.

ضمن اینکه همیشه به یاد داشته باشیم برخی ماجراها یا وقایع همان لحظه خیلی وحشتناک به نظر می‌رسند و با گذشت زمان پی می‌بریم که آنقدرها که فکر می‌کردیم، ناراحت‌کننده نبودند.

جدایی تجربه‌ای تلخ است

من یک‌بار ازدواج کرده و از همسر سابقم جدا شده‌ام. معتقدم جدایی یکی از تلخ‌ترین و وحشتناک‌ترین اتفاق‌هایی است که می‌تواند برای هر انسان در زندگی رخ دهد و باید تا حد امکان از آن پرهیز کرد. بالطبع باید در ابتدای هر رابطه عاقلانه تصمیم گرفت تا در نهایت کار به جدایی نکشد.

من همیشه تمایل به زندگی خانوادگی داشته و دارم و تشکیل خانواده برایم حس خوبی دارد. وقتی کسی تجربه‌ای تلخ در این زمینه داشته باشد، بیشتر از قبل در این مورد حساسیت به خرج می‌دهد تا این‌بار زندگی‌اش سرانجامی شاد و موفق داشته باشد. این حساسیت حتی از جانب خانواده هم بیشتر می‌شود.

رستوران ممنوع

هر قدر جوان‌تر باشید شاید کمتر به تغذیه سالم اهمیت بدهید اما از یک سنی به بعد روی این موضوع حساس می‌شوید؛ به خصوص اینکه پدر و مادرم خیلی روی این قضیه حساس هستند و در دو سالی که به ایران برگشته‌ام اصلا از غذای غیر خانگی استفاده نکرده‌ایم. غذای بیرون در خانه ما قدغن است البته یکی دوبار من و مادرم تقلب کرده‌ایم و برای گرفتن جشن به رستوران رفته‌ایم. (می خندد) اما در کل ما همیشه از غذای خانگی استفاده می‌کنیم.

در ایران معمولا مادرم آشپزی می‌کند اما در سوئد به ناچار خودم آشپزی می‌کردم. این کشور یک جزیره است و طبعا غذاهای دریایی در آن به وفور وجود دارد. من تا قبل از زندگی در سوئد چندان تمایلی به غذاهای دریایی نداشتم ولی زندگی در این کشور ذائقه‌ام را تغییر داد. در شهر گوتوور اغلب غذاهایی که پخته می‌شوند، دریایی هستند و محصولات دریایی در این شهر بیش از سایر خوراکی‌ها دیده می‌شود. ماهی محبوب مردم این شهر یک نوع قزل‌آلاست که از قزل‌آلاهای کشور ما بزرگ‌تر و کمی چرب‌تر است و حتی کسانی که دوستدار غذاهای دریایی هستند هم این ماهی را دوست دارند.

البته من و برادرم و حتی خانم ایشان که ایرانی نیست، با غذاهای ایرانی راحت‌تر بودیم و اگر قرار بود خودمان آشپزی کنیم، اغلب غذاهای ایرانی را می‌پختیم.

دوری از  بازیگری برایم دلتنگ‌کننده بود

مهاجرت به قصد تحصیل و دوری از بازیگری برایم سخت بود. دوری از فضای کارم، خانواده و از همه مهم‌تر زبان مادری واقعا دشوار است اما حس می‌کنم به این تجربه نیاز داشتم و برایم آموزنده وسازنده بود. زمان تحصیلم در سوئد با مشکلاتی که گفتم روبه‌رو بودم و شاید آن زمان تحمل‌شان برایم سخت بود اما از آنجا که به فاصله گرفتن از وقایع و بعد قضاوت در موردشان معتقدم، حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم این سفر و زندگی در خارج از کشور و تحصیل در آنجا برایم لازم بود و در زندگی‌ام تاثیر مثبت خود را گذاشته و امیدوارم این اثرگذاری تداوم داشته باشد.

وقتی به ایران بازگشتم و کار بازیگری را شروع کردم، واقعا حس کردم دوباره متولد شده‌ام. من همیشه لقمه‌های خوشمزه غذا را آخر می‌خورم یا نگه می‌دارم برای بعد. (می‌خندد) فکر می‌کنم در مورد بازیگری هم همین اتفاق افتاد. بازیگری برایم بسیار خوشایند و جذاب است و آن را نگه داشتم تا تحصیلاتم به اتمام برسد.  وقتی پس از سال‌ها دوباره جلوی دوربین قرار گرفتم، قدر بازیگری را هزاران بار بیشتر از قبل دانستم و با خودم گفتم «من چقدر به این فضا علاقه و تعلق دارم».

مجله زندگی ایده آل

ارسال نظرات

پاسخی بگذارید

آخرین مطالب

آرشیو ماهنامه زندگی سالم

[caption id="attachment_23534" align="aligncenter" width="149"]سوالات پزشکی بپرسید ویزیت رایگان[/caption]