امروز : سه شنبه ۱۳۹۵/۱۰/۲۸ می باشد.

پایان مرگبار یک عشق در سایه شوم ماهواره

چون از صبح تا غروب در محل کارم حضور داشتم، همه وابستگیام به تلویزیون یا حتی رادیو به گوش دادن اخباری از گوشه و کنار این کره خاکی بود اما وابستگی شدید همسرم به تلویزیون و اظهار بیکاری و اعصاب خوردیهایش داخل خانه به عنوان زنی خانه دار بیش از همه فکر مرا به خود مشغول میکرد.

چون از صبح تا غروب در محل کارم حضور داشتم، همه وابستگی ام به تلویزیون یا حتی رادیو به گوش دادن اخباری از گوشه و کنار این کره خاکی بود اما وابستگی شدید همسرم به تلویزیون و اظهار بیکاری و اعصاب خوردیهایش داخل خانه به عنوان زنی خانه دار بیش از همه فکر مرا به خود مشغول میکرد.

از آنجایی که به همسرم اعتماد داشتم، به پیشنهاد اطرافیان و استقبال شریک زندگی ام، برای پر کردن اوقات فراغتش ماهواره را وارد خانه کردم.

مریم از همان روزهای نخست که پای برنامه های ماهوارهای نشست به سریالهای به ظاهر جذاب و دیدنی اش علاقهمند شد.الان که در گوشه زندان به گذشته زندگی مشترکمان میاندیشم میفهمم که وارد کردن ماهواره به کانون گرم زندگی ام کار اشتباهی بود که خودم مرتکب آن شده بودم چرا که مریم پیش از آن زن خوبی بود اما ناگهان تغییر چهره داد و من همیشه سعی میکردم برای نظرش احترام قائل شده و محدودیتی برایش قائل نشوم.

تنها یک سال از زندگی مشترکمان میگذشت که یک ناشناس مدام با تلفن همراهم تماس گرفته و از ارتباط  و دوستی خود با همسرم به من خبر میداد.اما از نظر من این یک تماس ساده از یک مزاحم تلفنی بیکار بود.

وی هر چند وقت تماس میگرفت و خبر خود را برایم بازگو میکرد ولی من نه تنها توجهی به وی نمیکردم حتی به همسرم چیزی نگفتم تا باعث رنجش خاطرش نشوم اما این مزاحم تلفنی بعدها برای چندمین بار با من تماس گرفت و به من گفت که اگر باور ندارم میتوانم با گوشی وی صدای همسرم را بشنوم.

در کمال غافلگیری از طریق گوشی تلفن همراه مرد ناشناس صدای همسرم را شنیدم. آنها با هم رابطه دوستی داشتند و من چنان غرق در زندگی و اعتماد به همسرم بودم که متوجه نشده بودم. آن روز وقتی مریم خانه آمد ماجرا را از وی پرسیدم اما او با کمال جرأت و جسارت به من گفت به شخصی که با من تماس گرفته علاقه مند بوده و تنها دلیلش برای زندگی با من از روی ناچاری است.

حرفهای مریم در دل درگیری و زد و خورد خانگی تمام نشده بود که با چاقوی آشپزخانه ضربه ای به پهلویش زدم و حالا به جرم قتل همسرم در زندان هستم و وقتی فکر میکنم، خودم را دلیل اصلی همه مشکلات میدانم چرا که با آمدن ماهواره بود که خانه خراب شدم وگرنه… و ای کاش به جای قتل مریم از وی جدا میشدم.
***
تغییرات اجتماعی همیشه نرم و خزنده هستند و این موضوعی است که کارشناسان سریالهای شبکههای ماهوارهای به وضوح بر آن اشرافیت دارند.

معمولاً افراد متوجه تغییراتی که در زندگیشان رخ میدهد، نمیشوند چرا که این تغییرات با گذشت زمانی طولانی و خیلی آرام و پنهانی رخ میدهد و این موضوعی است که در سریالهای چند قسمتی ماهوارهای نهفته است.

بسیاری از آموزشهای منفی سریالهای ماهوارهای تصویری بوده که گفتن آن شرم آور و غیرقابل بیان است اما بسیاری از آن کلامی بوده که سعی در ترغیب افراد برای برهم زدن کانون گرم خانواده هایشان دارد. مثل آموزش خیانت با گرایش به سمت عشقهای موازی و… که به هیچ وجه با فرهنگ، تفکر و عقاید و باورهایمان همخوانی نداشته و سرانجام زمینه اختلافات خانوادگی بین زوجین را مهیا میکند و باعث بروز آسیبهایی مثل طلاق و بر هم خوردن کانون گرم خانوادهها و همچنین جرایمی چون قتل نیز میشود.

ایران

ارسال نظرات

پاسخی بگذارید

آخرین مطالب

آرشیو ماهنامه زندگی سالم

[caption id="attachment_23534" align="aligncenter" width="149"]سوالات پزشکی بپرسید ویزیت رایگان[/caption]