1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (به این مطلب رتبه دهید)
Loading...

داستان زندگی مردی که دو روز در سردخانه بود/ ۱۴ روز بیهوشی بدون آب و غذا تا رسیدن به بیمارستان

0
7
آرامش روانشناسی

داستان مردی که ۱۰ روز در میان شهدا بر زمین جبهه، در حال بیهوشی خفته ببود و دو روز نیز را در سردخانه سپری کرد به نظر افانه ای بیش نیست اما بوی ه خواست خدا زنده مانده است تا امروز پیام رسان ارزش های دفاع مقدس باشد؛

داستان مردی که ۱۰ روز در میان شهدا بر زمین جبهه، در حال بیهوشی خفته ببود و دو روز نیز را در سردخانه سپری کرد به نظر افانه ای بیش نیست اما بوی ه خواست خدا زنده مانده است تا امروز پیام رسان ارزش های دفاع مقدس باشد؛
شاید بتوان جمله شنوندگان عزیز توجه فرمایید؛ شنوندگان عزیز توجه فرمایید؛ خونین شهر، شهر خون آزاد شد را از ماندگارترین دیالوگ‌های حماسی دفاع مقدس دانست؛ جمله‌ای که به یقین برای تمام افرادی که دوران جنگ را درک کردند یا پس از آن، تکرار این جمله ماندگار را از رادیو تلویزیون شنیدند، فراموش ناشدنی است

پیش از ظهر امروز در سالروز حماسه بزرگ آزادسازی خرمشهر همایش حماسه ایثار و مقاومت با حضور جانبازان و خانواده‌های شهدا در حالی برگزار شد که تعدادی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس در این مراسم به خاطره‌گویی پرداختند.

محمود عشور یکی از جانبازان ۴۵ درصد اصفهانی است که داستان جانبازی وی بسیار جالب است؛ عشور در عملیات فاو از ناحیه سر زخمی می شود بدین معنا که تیر قناسه از گیجگاه وی رد شده و از پیشانی وی خارجی می شود اما تا ۱۴ روز بعد از این واقعه فردی از زنده بودن وی اطلاعی نداشته است و تازه پس از این مدت نیز بیمارستانهای مشهد و تهران از پذیرش وی سرباز می زنند و در نهایت پس از ۱۸ روز توسط دکتر عراقی که خود با آمبولانس به استقبال وی در فرودگاه شیراز آمده است جراحی و ۵ ماه بعد به هوش می آید.

محمود عشور در این ارتباط می گوید: در مرحله دوم عملیات فاو در جاده – فاو بصره بودیم و قرار بود من به همراه چند نفر به سمت منطقه ای به نام نعل اسبی رفته و با توجه به اینکه از این منطقه دشمن به شدت بچه های رزمنده را زیر آتش گرفته بود حواس عراقی‌ها را از رزمندگان پرت کنیم تا از پشت سر بر دشمنان تسلط پیدا کنیم.

وی افزود: من در حین بلند شدن برای مسلح کردن کلاش خود بودم و هنوز ماشه را نکشیده بودم که تیر مگ (قناسه) به شقیقه من خورده و از پیشانی بیرون آمده است.

این جانباز ۴۵ درصد با اشاره به اینکه به دلیل کمبود وسیله برای جابه جایی شهدا ۱۰ روز در کنار شهدای مشهد قرار داشته و سپس با تریلر حمل گوشت به همراه آنها به مشهد و سردخانه انتقال یافته است، بیان داشت: پس از گذشت دو روز در سردخانه، مسئولان متوجه می شوند، پلاستیکی که بدن من درون آن قرار داده اند بخار گرفته و متوجه زنده بودن من می شوند.

وی اضافه کرد: بیمارستان مشهد من را پذیرش نکرده و با هواپیما به تهران انتقال دادند که باز هم در بیمارستانهای این شهر من را نپذیرفتند تا اینکه یکی از متخصصان مغز و اعصاب شیراز به اسم دکتر عراقی خودش با آمبولانس به فرودگاه شیراز آمد تا من را به بیمارستانی در این شهر ببرد و در راه با توجه به گروه خونی نایاب من دو واحد خون O منفی به من تزریق کرد به گونه‌ای که خودش پس از رسیدن به بیمارستان نمی توانست بر روی پای خودش حرکت کند.

عشور با بیان اینکه کل این مراحل تا زمان عمل ۱۸ روز طول کشیده است، تاکید کرد: ۵ ماه پس از عمل جراحی من به هوش آمدم و نخستین صحبتی که انجام دادم ادامه حرف‌های من با دوستانم در عملیات در زمان مسلح کردن کلاش بود؛ درست انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است اما به من گفتند که ۵ ماه از آن زمان گذشته است.

این جانباز دفاع مقدس اکنون ۷ ترکش در سر، ۱۶۰ عدد در کمر و تعدادی در دست و پا دارد در دوران دفاع مقدس حضور در سه لشکر ۱۴ امام حسین (ع)، نجف اشرف و قمر بنی هاشم را تجربه کرده است؛ وی در آن شرایط خاص ۱۸ روز بدون آب و غذا زنده مانده بود شاید برای اینکه امروز پیام‌رسان ارزش‌های دفاع مقدس باشد.
خبر آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

شانزده + 13 =