غزل صارمی از تجربه سفر و زندگی‌اش در سوئد می‌گوید!

0
35

عروس آتش از تجربه سفر و سبك زندگی‌اش در یك كشور خارجی می‌گوید.

 
غزل صارمی با فیلم محبوب و به یاد ماندنی «عروس آتش» پا به دنیای سینما گذاشت و پس از بازی در این فیلم به چهره‌ای شناخته شده بین سینمادوستان تبدیل شد اما این بازیگر جوان كشورمان پس از درخشش در این فیلم و بازی در چند اثر سینمایی و تلویزیونی دیگر، به قصد ادامه تحصیل به كشور سوئد مهاجرت كرد و حالا با تجربه زندگی در كشوری دیگر و میان مردمانی با فرهنگ و آداب و رسوم دیگر به كشور بازگشته و به گفته خودش دلش برای بازیگری تنگ شده و قصد ادامه فعالیت در دنیای سینما را دارد.

در یكی از روزهای زیبای زمستانی با این بازیگر جوان كشورمان در مورد زندگی و تحصیل در سوئد، سبك زندگی و توجه‌اش به سلامت و ورزش، بازگشتش به دنیای سینما و. . . گپ و گفت مفصل و جالبی داشتیم كه خواندنش برای‌تان خالی از لطف نخواهد بود.

 

شش ماه روز و شش ماه شب

اگر در كشورهای اروپایی سحرخیز نباشید همه چیز برای‌تان از دست می‌رود. در مورد كشور سوئد كه در آن زندگی كرده‌ام، این را با اطمینان می‌گویم كه سحرخیز بودن جزء خصلت‌های مردم این كشور است و اگر سحرخیز نباشید باید با بخش بزرگی از زندگی اجتماعی، كاری، تحصیلی و. . . خداحافظی كنید.

سوئد كشور وسیعی است و از جنوب تا شمال آن كشیدگی زیادی دارد؛ به همین خاطر آب و هوای شمال و جنوب این كشور با هم خیلی متفاوت است همین‌طور ساعات روز و شب در این كشور با كشور ما خیلی تفاوت دارد. ما در اقلیمی زندگی می‌كنیم كه به جهت جغرافیایی در منطقه‌ای چهار فصل و بسیار خوب است اما همه كشورها این مزیت را ندارند. در سوئد و در شهری كه من در آن زندگی می‌كردم،

شش ماه از سال شب و شش ماه از سال روز است. خوابیدن در هوای روشن یا بیدار شدن و فعالیت اجتماعی در هوای تاریك واقعا سخت است. شش ماه از سال باید در تاریكی از خواب بیدار میشدم و شش ماه از سال باید در روشنایی روز می‌خوابیدم. اوایل واقعا برایم عجیب بود ولی خب كم كم عادت كردم. جالب اینكه وقتی به این كشور رفتم با پنجره‌هایی دوجداره مواجه شدم كه بین این دو شیشه پرده‌هایی كركره‌ای و بسیار ضخیم وجود داشت و شب از این پرده‌ها استفاده می‌شد. من وقتی برای اولین بار ساعت 12 شب را در روشنایی كامل روز تجربه كردم تازه فهمیدم این پرده‌ها چقدر به دردبخور هستند. (می‌خندد)

راستش خیلی حساس هستم كه شب‌ها زود بخوابم تا بتوانم صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شوم. خیلی از دوستان و همكارانم به‌خاطر همین موضوع از من متنفرند. (می خندد) فكر می‌كنم مدتی است من هم از راه به در شده‌ام و برایم پیش می‌آید كه شب‌ها دیر بخوابم و طبعا از آن طرف هم صبح نتوانم سحرخیز باشم اما قطعا سحرخیز بودن را به همه توصیه می‌كنم چون با طبیعت بدن سازگارتر است و شما با حال بهتری از خواب بیدار می‌شوید.

 دوران دانشجویی چاق‌كننده است

در ابتدای ورودم به كشور سوئد حسابی چاق شدم. (می‌خندد) فكر می‌كنم دوران دانشجویی كلا چاق‌كننده است چون در این دوران مغز شما به قند بیشتری احتیاج دارد و شما هم تمایل بیشتری به خوردن شیرینی‌جات پیدا می‌كنید. ضمن اینكه ورود به یك كشور غریبه و آشنا شدن با انواع و اقسام خوراكی‌های جدید برای‌تان وسوسه‌كننده است و دوست دارید همه‌شان را امتحان كنید اما نتیجه این كنجكاوی اضافه وزنی است كه اصلا خوشایند نیست. (می‌خندد)

شروع به ورزش از سنین كودكی

ورزش را از سنین بسیار كم شروع كردم. از پنج سالگی به صورت حرفه‌ای و مداوم ورزش شنا را انجام داده‌ام طوری كه در فصول گرم فكر می‌كردم زندگی واقعی داخل آب است. (می خندد) در سنین نوجوانی همه مربیانم به قهرمانی من در این رشته امید داشتند اما متاسفانه سینوزیت شدید اجازه نداد دیگر این ورزش را به صورت حرفه‌ای ادامه بدهم. دكتر مرا از شیرجه زدن منع كرد در حالی كه برای حضور در مسابقات باید بتوانید شیرجه بزنید.

از یازده سالگی هم به پیشنهاد مادرم ورزش ژیمناستیك را شروع كردم. همیشه استعداد اضافه وزن داشتم و مادرم مرا به سمت ورزش هدایت می‌كرد. خوب به یاد دارم روز اول كه وارد سالن ورزشی شدم، مربی‌مان تاخیر داشت و بچه‌هایی كه آموزش دیده بودند، روی تخته پرش می‌پریدند و حركات ورزشی انجام می‌دادند. من هم كه حسابی سرشوق آمده بودم، خواستم از بچه‌ها تقلید كنم اما پرشم به آسیب‌دیدگی دست منجر شد و چشمم ترسید. (می خندد) اما با این وجود این كلاس ورزشی را ترك نكردم و هنوز هم از آموخته‌های آن دوران بهره می‌برم.

پیاده روی یك ورزش مفید است

در حال حاضر ورزش اصلی‌ام پیاده‌روی است. پیاده‌روی یك ورزش مفید هوازی است اما این ورزش هم دارای قوانینی است كه باید رعایت شود. در واقع پیاده روی وقتی ورزش محسوب می‌شود كه شما با تكنیك آن آشنا شوید. برای پیاده‌روی صحیح باید ابتدا 20دقیقه پیاده‌روی كنید و10 دقیقه ثابت باشید تا طپش قلب به حالت نرمال بازگردد و بعد 20 دقیقه بعدی را آغاز كنید. حین پیاده‌روی هم باید دقت داشته باشیم كه منظم راه برویم و سرعت راه رفتن‌مان را كم و زیاد نكنیم. حداقل زمان پیاده‌روی مفید هم یك‌ساعت است.

تحصیل در رشته زبان وادبیات سوئدی

من در رشته زبان و ادبیات سوئدی تحصیل كرده‌ام و به این زبان مسلط هستم اما حتی تسلط به یك زبان بیگانه هم نمی‌تواند باعث شود كشوری را مانند كشور خودتان بدانید چراكه همیشه دلتنگ زبان مادری‌تان خواهید شد. این موضوع را وقتی سوار هواپیما می‌شوید، به خوبی حس می‌كنید. وقتی پس از مدت‌ها در یك محیط قرار می‌گیرید كه همه فارسی صحبت می‌كنند، در حالی كه مدت‌هاست این زبان را نشنیده‌اید، كلی لذت می‌برید و تازه می‌فهمید تا چه حد دلتنگ زبان مادری بوده‌اید.

برادرم سال‌هاست كه در سوئد سكونت دارد و همسر ایشان هم سوئدی است و خدا را شكر رابطه بسیار خوبی با هم دارند اما گاهی فكر می‌كنم چطور بعضی چیزها را به هم می‌فهمانند. (می‌خندد) ارتباط با كسانی كه زبان مادری شما را نمی‌دانند قطعا دشواری‌های خاص خود را دارد.

زندگی در مهرشهر كرج

از وقتی پدر و مادرم بازنشسته شدند، مهرشهر كرج را برای زندگی انتخاب كردند. پیش از رفتنم از ایران در تهران زندگی می‌كردیم و شرایط این شهر برای‌مان سخت شده بود. در تهران باید مدام با ترافیك و شلوغی و آلودگی هوا دست و پنجه نرم كنید. در این شهر حتی ورزش ساده پیاده‌روی هم برایم سخت شده بود و نفس‌ام می‌گرفت.

اگر در مهرشهر صبح زود از خواب بیدار شوید و سری به پارك‌ها یا محوطه‌های سبز بزنید، جمعیت زیادی را در حال ورزش می‌بینید و جالب اینكه معمولا تعداد خانم‌ها بیشتر است. هوای سالم این شهر و طبیعت زیبایش مردم را به ورزش ترغیب می‌كند و می‌توانم بگویم حال مردم اینجا خیلی بهتر از ساكنین تهران است.

رژیم‌های مختلف غذایی را امتحان كرده‌ام

چون همیشه استعداد چاقی داشته‌ام، رژیم‌های مختلفی را هم امتحان كرده‌ام. مثلا رژیم اتكینز یا رژیم‌های سریع دیگر. در كل رژیم‌های غذایی  را كه وزن بدن را با سرعت پایین می‌آورند، توصیه نمی‌كنم. به‌ ‌نظرم بهترین رژیم غذایی استفاده بسیار كم از شكر و شیرینی‌جات، برنج سفید، نان‌های سفید و تنقلاتی مانند چیپس و پفك است. من این هفته بعد از سال‌ها چند دانه پفك خوردم. جالب است بدانید كه متخصصان و دندانپزشكان توصیه می‌كنند پس از خوردن تنقلاتی مانند پفك باید چندین بار دندان‌های‌تان را مسواك بزنید تا رنگدانه‌های آن از مینای دندان جدا شود.

مسابقه پفك‌خوری

من همیشه تنقلات دوست داشته‌ام اما واقعا نباید به این علاقه اجازه جولان داد. (می‌خندد) یكی از خاطرات بامزه من و برادرم در كودكی مسابقات پفك‌خوری بود. مثلا به یاد دارم یك‌بار كه باهم مسابقه گذاشتیم، من20 بسته كوچك پفك را یكجا خوردم. (می خندد) الان كه به آن روز فكر می‌كنم، تعجب می‌كنم كه چطور توانستم آن‌ همه پفك را بخورم. (می خندد)

 خیلی اهل خرید نیستم

وقتی یك خانم ادعا كند خیلی اهل خرید نیست، شاید عجیب به‌ نظر برسد ولی من واقعا خیلی اهل خرید نیستم. در سنین نوجوانی و ابتدای جوانی بیشتر خرید می‌كردم اما الان فقط زمانی كه به چیزی نیاز داشته باشم، آن را تهیه می‌كنم. تنها نقطه ضعفم كفش است و در این مورد نمی‌توانم كوتاه بیایم. (می خندد) گاهی مادرم به من می‌گوید:«چرا اینقدر كفش می‌خری مگر چقدر به كفش نیاز داری؟ من در كودكی مرتب برایت كفش خریده‌ام و نباید عقده خرید كفش در تو باشد.»من هم جواب می‌دهم:«خب خودتان مرا بد عادت كرده‌اید.» (می خندد)

موقع خرید به راحتی و بعد از آن به زیبایی اهمیت می‌دهم. در سوئد مردم واقعا راحتی در لباس و كفش برای‌شان اولویت است و این فرهنگ در آنها نهادینه شده كه فرهنگی بسیار خوب است. به نظرم ما هم باید در خریدهای‌مان ابتدا راحتی خودمان و دوام و جنس خوب آن كالا را در نظر بگیریم و اولویت‌مان صرفا زیبایی یا مد نباشد.

از لوازم آرایشی و بهداشتی ایرانی استفاده می‌كنم

به خاطر وجود لوازم آرایشی و بهداشتی تقلبی در ایران، تا حد امكان سعی می‌كنم از مشابه‌های ایرانی استفاده كنم. من از خمیردندان و شامپوی ایرانی استفاده می‌كنم. رنگ موهایی با برندهای خیلی مشهور كه امكان تقلبی بودن‌شان بیشتر است، استفاده نمی‌كنم. همین‌طور از كرم‌های ضدآفتاب، پنكیك و كرم‌های مرطوب‌كننده‌ ایرانی استفاده می‌كنم و راضی هستم.

گسترش سرطان سینه را جدی بگیریم

در همه جای دنیا روی معاینات دقیق و چكاپ‌های مداوم سلامت توجه ویژه وجود دارد. متاسفانه مادر یكی از نزدیك‌ترین دوستان من بر اثر ابتلا به سرطان سینه درگذشت. این نوع سرطان یكی از قابل درمان‌ترین نوع سرطان است كه اغلب به‌خاطر مراجعه دیر به پزشك دردسرآفرین می‌شود. همه خانم‌ها باید مرتب سینه خود را معاینه كنند و دست‌كم سالی یك‌بار برای معاینه به پزشك مراجعه كنند.

ذائقه‌تان را تربیت كنید

یكی از خصلت‌های خوب انسان این است كه می‌تواند ذائقه‌ای متنوع و تربیت‌پذیر داشته باشد. مثلا من از بو و مزه شیر خوشم نمی‌آمد اما خودم را مجاب كردم كه شیر را در برنامه غذایی‌ام قرار دهم و از منبع غنی كلسیم شیر صرفا به خاطر اینكه آن را دوست ندارم، محروم نشوم.

میوه و سبزیجات نیز در برنامه غذایی من و خانواده‌ام جایگاهی محكم دارند به‌طوری كه من از خرید میوه و سبزیجات بیشتر از لباس، كیف و كفش لذت می‌برم.(می خندد) این لطف پدر و مادرم بوده كه من و برادرم را از كودكی به استفاده روزانه از میوه و سبزیجات عادت داده‌اند.

همیشه از میوه و سبزیجات تازه و به روز استفاده می‌كنیم. من اغلب میوه را دانه‌ای می‌خرم تا همیشه میوه تازه در خانه داشته باشم. این عادت در مردم اروپا هم وجود دارد. البته آنها بیشتر به خاطر گران بودن میوه این‌طور خرید می‌كنند ولی ما به خاطر حفظ طراوت و تازگی میوه‌ها آنها را دانه‌ای می‌خریم. ضمن اینكه در ایران هم قیمت میوه دیگر آنقدر بالا رفته كه به اروپا نزدیك شده‌ایم. (می خندد)
برای بهتر شدن حال‌تان تلاش كنید

گاهی برای بهتر شدن حالم ظرف می‌شویم. شستن ظروف با آب ارتباط دارد و به پاكیزگی منجر می‌شود و برایم حس خوبی دارد. اگر بی‌حوصله یا ناراحت باشم، كشیدن نقاشی یا خواندن كتاب همیشه حالم را بهتر می‌كند. قبلا روانشناس‌ها معتقد بودند برای بهتر شدن حال باید در مورد مشكلات یا وقایع ناراحت‌كننده در زندگی صحبت كرد اما الان مقالاتی را در این زمینه می‌خوانیم كه برخی خلاف این موضوع اعلام نظر كرده‌اند و معتقدند نباید خاطرات بد را مرور كرد.

به نظر من هم باید از مشكلات و وقایع ناراحت‌كننده فاصله بگیریم و با مرورشان خودمان را ناراحت نكنیم. باید بیاموزیم كه خودمان را از مسائلی كه ناراحت‌مان می‌كنند، تا حد امكان دور نگه داریم. قطعا ورزش و هنر می‌توانند در این زمینه موثر باشند.

ضمن اینكه همیشه به یاد داشته باشیم برخی ماجراها یا وقایع همان لحظه خیلی وحشتناك به نظر می‌رسند و با گذشت زمان پی می‌بریم كه آنقدرها كه فكر می‌كردیم، ناراحت‌كننده نبودند.

جدایی تجربه‌ای تلخ است

من یك‌بار ازدواج كرده و از همسر سابقم جدا شده‌ام. معتقدم جدایی یكی از تلخ‌ترین و وحشتناك‌ترین اتفاق‌هایی است كه می‌تواند برای هر انسان در زندگی رخ دهد و باید تا حد امكان از آن پرهیز كرد. بالطبع باید در ابتدای هر رابطه عاقلانه تصمیم گرفت تا در نهایت كار به جدایی نكشد.

من همیشه تمایل به زندگی خانوادگی داشته و دارم و تشكیل خانواده برایم حس خوبی دارد. وقتی كسی تجربه‌ای تلخ در این زمینه داشته باشد، بیشتر از قبل در این مورد حساسیت به خرج می‌دهد تا این‌بار زندگی‌اش سرانجامی شاد و موفق داشته باشد. این حساسیت حتی از جانب خانواده هم بیشتر می‌شود.

رستوران ممنوع

هر قدر جوان‌تر باشید شاید كمتر به تغذیه سالم اهمیت بدهید اما از یك سنی به بعد روی این موضوع حساس می‌شوید؛ به خصوص اینكه پدر و مادرم خیلی روی این قضیه حساس هستند و در دو سالی كه به ایران برگشته‌ام اصلا از غذای غیر خانگی استفاده نكرده‌ایم. غذای بیرون در خانه ما قدغن است البته یكی دوبار من و مادرم تقلب كرده‌ایم و برای گرفتن جشن به رستوران رفته‌ایم. (می خندد) اما در كل ما همیشه از غذای خانگی استفاده می‌كنیم.

در ایران معمولا مادرم آشپزی می‌كند اما در سوئد به ناچار خودم آشپزی می‌كردم. این كشور یك جزیره است و طبعا غذاهای دریایی در آن به وفور وجود دارد. من تا قبل از زندگی در سوئد چندان تمایلی به غذاهای دریایی نداشتم ولی زندگی در این كشور ذائقه‌ام را تغییر داد. در شهر گوتوور اغلب غذاهایی كه پخته می‌شوند، دریایی هستند و محصولات دریایی در این شهر بیش از سایر خوراكی‌ها دیده می‌شود. ماهی محبوب مردم این شهر یك نوع قزل‌آلاست كه از قزل‌آلاهای كشور ما بزرگ‌تر و كمی چرب‌تر است و حتی كسانی كه دوستدار غذاهای دریایی هستند هم این ماهی را دوست دارند.

البته من و برادرم و حتی خانم ایشان كه ایرانی نیست، با غذاهای ایرانی راحت‌تر بودیم و اگر قرار بود خودمان آشپزی كنیم، اغلب غذاهای ایرانی را می‌پختیم.

دوری از  بازیگری برایم دلتنگ‌كننده بود

مهاجرت به قصد تحصیل و دوری از بازیگری برایم سخت بود. دوری از فضای كارم، خانواده و از همه مهم‌تر زبان مادری واقعا دشوار است اما حس می‌كنم به این تجربه نیاز داشتم و برایم آموزنده وسازنده بود. زمان تحصیلم در سوئد با مشكلاتی كه گفتم روبه‌رو بودم و شاید آن زمان تحمل‌شان برایم سخت بود اما از آنجا كه به فاصله گرفتن از وقایع و بعد قضاوت در موردشان معتقدم، حالا كه به گذشته نگاه می‌كنم، فكر می‌كنم این سفر و زندگی در خارج از كشور و تحصیل در آنجا برایم لازم بود و در زندگی‌ام تاثیر مثبت خود را گذاشته و امیدوارم این اثرگذاری تداوم داشته باشد.

وقتی به ایران بازگشتم و كار بازیگری را شروع كردم، واقعا حس كردم دوباره متولد شده‌ام. من همیشه لقمه‌های خوشمزه غذا را آخر می‌خورم یا نگه می‌دارم برای بعد. (می‌خندد) فكر می‌كنم در مورد بازیگری هم همین اتفاق افتاد. بازیگری برایم بسیار خوشایند و جذاب است و آن را نگه داشتم تا تحصیلاتم به اتمام برسد.  وقتی پس از سال‌ها دوباره جلوی دوربین قرار گرفتم، قدر بازیگری را هزاران بار بیشتر از قبل دانستم و با خودم گفتم «من چقدر به این فضا علاقه و تعلق دارم».

مجله زندگی ایده آل

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here